السيد الخميني

470

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

الوفاة ، قال لي : يا بني ، إنه لا ينال شفاعتنا من استخف بالصلاة » « 1 » . « جناب ابوبصير گويد كه حضرت كاظم - عليه السلام - فرمود چون پدرم را وفات رسيد فرمود به من : اى پسرك من ، همانا نائل نشود شفاعت ما را كسى كه استخفاف كند به نمازش » . و اخبار در اين زمينه بسيار است ، ولى براى اهل اعتبار همين بس است . خدا مىداند كه انقطاع از رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - و خروج از تحت حمايت آن سرور چه مصيبت عظيمى است . و حرمان از شفاعت آن سرور و اهل بيت معظّم او چه خذلان بزرگى است . گمان مكن كه بدون شفاعت و حمايت آن بزرگوار كسى روى رحمت حق و بهشت موعود را ببيند . اكنون ملاحظه كن مقدم داشتن هر امر جزئى بلكه نفع خيالى را بر نماز كه قرّةالعين رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - « 2 » ، و بزرگ وسيلهء رحمت حق است و اهمال كردن دربارهء آن و به آخر وقت انداختن بدون عذر و حفظ ننمودن حدود آن ، آيا تهاون و استخفاف است يا نيست ؟ اگر هست ، بدان‌كه به شهادت رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - و شهادت ائمهء اطهار - عليهم السلام - از ولايت آنها خارج و به شفاعت آنها نائل نشوى . اكنون ملاحظه نما اگر احتياج به شفاعت آنها دارى و مايلى كه از امت رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - باشى ، بزرگ بشمار اين وديعهء الهيه را و اهميت بده به آن ، و الّا خود دانى . خداى تعالى و اولياء او بىنيازند از عمل من و تو ؛ بلكه بيم آن است كه اگر اهميت ندادى ، منجر به ترك آن شود و از ترك به جحود رسد كه كارت يكسره شود و به شقاوت ابدى و هلاكت دائمى رسى . و از فراغت وقت مهم‌تر فراغت قلب است . بلكه فراغت وقت نيز مقدمه‌اى براى اين فراغت است . و آن چنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت ، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند ؛ و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته منصرف

--> ( 1 ) - الكافي ، ج 3 ، ص 270 ، « كتاب الصلاة » ، « باب من حافظ على صلاته أو ضيّعها » ، حديث 15 . ( 2 ) - اشاره است به حديث نبوى صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : « جعل قرّة عيني في الصلاة » ؛ « نماز روشنى چشم من‌است » . ( الكافي ، ج 5 ، ص 321 ، « كتاب النكاح » ، « باب حبّ النساء » ، حديث 7 )